<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>حدیثه فلاح کریمی &#8211; پایگاه خبری اندیشه تازه</title>
	<atom:link href="http://andishehtazeh.ir/tag/%d8%ad%d8%af%db%8c%d8%ab%d9%87-%d9%81%d9%84%d8%a7%d8%ad-%da%a9%d8%b1%db%8c%d9%85%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://andishehtazeh.ir</link>
	<description>آخرین اخبار را در اندیشه تازه بخوانید</description>
	<lastBuildDate>Wed, 21 May 2025 08:43:38 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.6.5</generator>
	<item>
		<title>هجوم به قفسه های روغن ؛ ترس از قحطی یا ضعف فرهنگ؟</title>
		<link>http://andishehtazeh.ir/24250/%d9%87%d8%ac%d9%88%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d9%82%d9%81%d8%b3%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%ba%d9%86-%d8%9b-%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%82%d8%ad%d8%b7%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d8%b6%d8%b9/</link>
					<comments>http://andishehtazeh.ir/24250/%d9%87%d8%ac%d9%88%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d9%82%d9%81%d8%b3%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%ba%d9%86-%d8%9b-%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%82%d8%ad%d8%b7%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d8%b6%d8%b9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[ماریا اخوان]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 21 May 2025 08:40:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[گیلان]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت]]></category>
		<category><![CDATA[حدیثه فلاح کریمی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://andishehtazeh.ir/?p=24250</guid>

					<description><![CDATA[&#8221; طمعش از کرم مرتضی علی بیشتر است &#8221; این ضرب المثل برای کسی به کار می رود که طمع بسیاری دارد و هیچ سقفی از دارندگی و بخشندگی این طمع را جبران نمی کند. شاید این مَثَل کمتر شنیده شده باشد اما با اندکی تامل ، می بینیم چه بسا مصداق عینی همین جمله [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>&#8221; طمعش از کرم مرتضی علی بیشتر است &#8221;</p>
<p>این ضرب المثل برای کسی به کار می رود که طمع بسیاری دارد و هیچ سقفی از دارندگی و بخشندگی این طمع را جبران نمی کند.</p>
<p>شاید این مَثَل کمتر شنیده شده باشد اما با اندکی تامل ، می بینیم چه بسا مصداق عینی همین جمله کوتاه بسیار و پر تعداد در اطرافمان به چشم می خورد.</p>
<p>اگر تورم ، ناترازی و هزار برنامه کوچک و بزرگ اقتصادی را که در اجرا دست کم چند جایش می لغزد واکاوی کنیم ، تنها به تحریم های خارجی و کوتاهی همت برخی مسئولان داخلی خلاصه نمی شود ؛ بلکه در ابعادی بزرگتر از حد انتظار حرص و طمع افرادی که اتفاقا نیازمند و تنگ دست نیستند را به غایت می توان دید که جام آز را سرکشیدند و وجدان را قی کردند .</p>
<p>پیدا کردن مورد و سوژه هم چندان سخت نیست ، نه نیاز به تفکر اقتصادی دارد و نه دانش رسانه برای آگاهی از موضوعات روز ، زحمتش ساعتی قدم زدن در کوچه و خیابان های همین شهر است.</p>
<p>دیروز که برای خرید با پسرک به یکی از شعبه های فروشگاه زنجیره ای فلان رفته بودیم ، قبل از ورود در حال پیاده سازی &#8220;تکنیک های فرزندپروری و مقابله با زیاده خواهی کودک در هنگام خرید&#8221; آنهم حاصل دنبال کردن چند پیج اینستاگرامی با ژستی معلم گونه ؛ متوجه پچ پچ چندنفر شدم که کاملا معلوم بود اعضای یک خانواده اند. پدر خانواده با ظاهری اتوکشیده با چنان تمرکزی ، نفری یک عابربانک به دست دوکودک داد و تاکید بر حفظ کردن رمز کارت داشت که انگار تلاش برای آموزش رمز گاوصندوق بانک مرکزی دارد.</p>
<p>حواسم پرت صحبت های آقا شد که میگفت: با فاصله از هم برید انتهای فروشگاه سمت چپ و یه روغن بزرگ &#8230; (نام برند) که درش قرمز باشه بردارید و بدون اینکه به هم نگاه کنید یکی بره صندوق سمت راست و اون یکی صندوق بغلی !</p>
<p>حین توجه به آموزش های این بزرگوار نگاهم به خانمی افتاد که از فروشگاه ، روغن به دست بیرون آمد و با خنده ای رد و بدل شده به دوکودک مشخص بود مادرشان است.</p>
<p>برای چند لحظه پسرم را فراموش کردم و چشمم رفت به دنبال خانم داستان که با غروری وصف نشدنی پشت فرمان خودروی چندمیلیاردیش نشست و با صدایی آهسته به آقا و دو طفل معصوم گفت: جلوتر واستادم تا بیاین</p>
<p>ذهنم سریع درگیر محاسبه شد ، یعنی چهار روغن برای چهار نفر در یک خانه !</p>
<p>تصور این حجم از حرص و ولع عجیب اما واقعی بود ، به یقین هم پر تکرار &#8230;</p>
<p>با سوالات پشت سرهم و بی وقفه فرزندم از جزییات مواردی که تا همان چند لحظه قبل درحال آموزشش بودم ، به خود آمدم اما ترجیح دادم بحث را ادامه ندهم چرا خود را در چالشی تربیتی یافتم که قبل از کودکان باید بزرگترها را از منجلاب حرص و هیجانات کاذب خرید نجات داد. امروز به وضوح دریافتم که اقتصاد بیمار است ، اما حرص کاملاً سالم و قبراق می‌تازد!</p>
<p>&#8221; افزایش آگاهی عمومی نسبت به مخاطرات اختلال افکنی در نظام توزیع کوچک مقیاس و تشویق به رفتارهای اقتصادی مسئولانه در بطن خانواده&#8221; ! این عنوان را برای یادداشت بعدی خود انتخاب کردم تا شاید با نوشتن آن ، اول در خود آتش طمع را قدری فرو نشانم و در نگاهی خوشبینانه شماری از دوستانم را با خواندنش به تعادل در خرید دعوت کنم.</p>
<p>باشد که رستگار شوم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>http://andishehtazeh.ir/24250/%d9%87%d8%ac%d9%88%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d9%82%d9%81%d8%b3%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%ba%d9%86-%d8%9b-%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%82%d8%ad%d8%b7%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d8%b6%d8%b9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
