حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. 2 رمضان 1447 Wednesday, 18 February , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 4532 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 3 تعداد دیدگاهها : 119×
کبد امیرمهدی از رشت تا شیراز، زندگی دوباره بخشید
۲۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۹:۵۶
شناسه : 31412
1
روایت یک تصمیم از دل مادر؛ زندگی پس از مرگ؛ کبد امیرمهدی خطیب حبیبی ۲۳ ساله با تصمیم مادرش از رشت به شیراز منتقل شد و جان یک بیمار دیگر را نجات داد. سید مهناز جلالی با دل پر از اندوه و عشقی بی‌پایان، پس از پذیرش مرگ مغزی فرزندش، رضایت به اهدای عضو داد و حس مادرانه‌اش زندگی دوباره‌ای بخشید.
پ
پ

اندیشه تازه ؛ ونوشه خراط _سیده مهناز جلالی، مادر زنده ‌یاد امیرمهدی خطیب حبیبی ۲۳ ساله، در گفت‌وگو با خبرنگار سرتوک در بیمارستان رازی رشت از لحظه دشوار پذیرش مرگ مغزی فرزندش و تصمیم برای اهدای عضو گفت؛ تصمیمی که به گفته او با یک حس مادرانه گرفته شد و کبد این جوان را به شیراز رساند تا جان بیماری را نجات دهد.

مادر این جوان با چشمانی اشکبار اما صدایی استوار گفت: هدفم فقط این بود که شاید با این کار بچه‌ام شاد شود. او دوست نداشت کسی از او ناراحت باشد. همیشه دلش می‌خواست دیگران را خوشحال کند.

وی افزود:امیرمهدی آرزوهای زیادی داشت؛ دوست داشت همه او را به‌عنوان یک بچه خوب بشناسند. به فکر خواننده شدن بود، ورزش را دوست داشت، تازه از سربازی آمده بود، گچکار بود و آرزو داشت ماشین داشته باشد. حتی برایش ماشین گرفته بودم.

خانم جلالی درباره روند اعلام مرگ مغزی توضیح داد:بعد از حادثه، او را به بیمارستان ولیعصر بردیم. تقریبا دو هفته  بعد گفتند مرگ مغزی است. باور نمی‌کردم. با او حرف می‌زدم، روحیه می‌دادم، به پزشکان می‌گفتم دست از تلاش نکشید. حتی وقتی پزشک قانونی هم تأیید کرد، باز هم قبول نمی‌کردم.

او درباره لحظه تصمیم‌گیری گفت: روزی که مشاور تیم پیوند با من صحبت کرد، شب با کلی تردید و اندوه خوابیدم. صبح که بیدار شدم، یک‌دفعه حس کردم باید این کار را بکنم. زنگ زدم و گفتم می‌خواهم رضایت بدهم. نمی‌دانم چه شد؛ فقط یک حس در دلم گفت این کار را باید انجام شود. انگار بچه‌ام به من گفت مامان بگذار این کار را انجام بدهند. اگر آن حس نبود، هرگز اجازه نمی‌دادم.

سیده مهناز جلالی در پایان گفت: نمی‌دانم چه شد، اما مطمئنم امیرمهدی راضی است. اگر بخشی از وجودش باعث شود مادری دیگر هر صبح صدای قلب فرزندش را بشنود، من هم آرام می‌شوم.

مشاور تیم پیوند بیمارستان رازی نیز در این گفت و گو  با اشاره به مخالفت اولیه خانواده افزود: حتی مادر مخالف بود. صبح حدود ساعت ۷ تماس گرفت و گفت می‌خواهم صدای قلب بچه‌ام را بشنوم. این جمله برایم خیلی سنگین و در عین حال زیبا بود.

به گفته کادر درمان، با وجود تلاش تیم پزشکی، به دلیل تأخیر در اعلام رضایت و شرایط جسمی، امکان اهدای قلب و کلیه‌ها فراهم نشد و تنها کبد این جوان قابلیت پیوند داشت. با توجه به نداشتن گیرنده با گروه خونی مشابه در رشت و تهران، کبد با نخستین پرواز مستقیم به شیراز منتقل شد تا به بیماری دیگر زندگی ببخشد،

به گفته منابع درمانی، سرعت هماهنگی و انتقال عضو به حدی بود که کادر درمان شیراز این اتفاق را رسیدنی از آسمان توصیف کردند.

انتهای پیام/

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.