کمترین رای برای ورود به پارلمان شهری رشت، تقریبا نزدیک به ۱۲ هزار نفر خواهد بود، در این راستا افرادی خود را کاندید کرده اند که امید به دخترخاله و پسر خاله و دختر عمه و چند رفیق خود دارند، هر کدام به صورت سنتی یک گروه تشکیل داده اند و چندین نفر را با اجازه و بدون اجازه به گروه شان آورده اند و فکر می کنند؛ با مثلا ۲۰۰ تا ۵۰۰ نفر می توانند وارد پارلمان شهری کلانشهر رشت شوند، اکثر اینها نه کارنامه مرتبط با شهرداری دارند و نه حتی یک پاراگراف نقد در خصوص نارسایی های شهری در خبرگزاری ها و پایگاه های خبری نگاشته اند، تنها دلخوش به قیافه گرفتن ها و ژست های مکش مرگ من هستند و با قیافه های پر از غرور به مردم می گویند که ما صداقت داریم، نه برنامه ای برای لندفیل سراوان دارند، نه پلن مشخصی برای اصلاح رودخانه های رشت و نه راه حلی برای ترافیک کلافه کننده رشت، علاوه بر این هیچ راهکاری نیز برای بازار سنتی آتش گرفته رشت ندارند، برخی از آنها حتی نمیدانند بودجه شورای رشت چقدر است و چطور میتوان با تورم لجام گسیخته و افزایش قیمت ها چطور می توان این مشکلات را حل کرد، هیچکدام راه حل ابتکاری مشکلات ندارند و فقط در رزومه خود نوشته اند که مسئولان فلان انجمن و خیریه بی ربط به حوزه مدیریت شهری هستند، یا مثلا با کلی القاب مهندس و حاجی و بازاری و … خود را معرفی می کنند، سالهاست همین حاجی ها و مهندس ها و … بر شهر ما حاکم بودند و این وضع نابسامان رشت است، آیا بهتر نیست کسانی که هیچ برنامه مدون و طرحی برای شهر ندارند خودشان انصراف دهند و خود را با رای ۵۰ تا ۱۰۰ نفر در پایان انتخابات ضایع نکنند و آبروی خود را نبرند و مایه تمسخر خلق الله نشوند، در همه جای دنیا این رسانه ها هستند که افراد شاخص را معرفی می کند، رسانه های مطالبه گری که با سوال و جواب توانایی افراد را برای مدیریت شهری بیرون می کشند، نشست های رسانه ای نامزدها را با جامعه تنظیم می کنند و افراد جامعه را به فلان برنامه مدیریت شهری حساس می کند، مخاطبان را در سطح کلان با برنامه های نامزد انتخاباتی آشنا می کنند، رسانه ها پل ارتباطی بین نامزدها و مردم هستند، رسانه ها افکارسنجی و نظرسنجی ها را بی طرفانه تنظیم می کنند، اساسا اینکه برخی فکر کنند که در فلان مسجد نماز مغرب و عشاء بخوانند یا دو شب در میدان شهرداری حلوا و شیرینی پخش کنند مردم آنها را انتخاب می کنند، جامعه مدرن رشت نیازمند افراد برنامه محور با دکترین و متدلوژی اجرایی و کارنامه مدیربت شهری است، کارزار انتخاباتی، اردوگاه انتخاباتی، تعامل گسترده با رسانه ها، مناظره انتخاباتی و شهامت در ارایه برنامه های ابتکاری اینها مسائلی است که جامعه تشنه شنیدن آن است، نه ژست های مکش مرگ من و پشت هم اندازی و رفیق بازی و توهم و رویا بافی در دنیای مجازی و خیالی، آنهایی که سطح پارلمان شهری را در حد نشست های قهوه خانه ای پایین آورده اند و فکر می کنند با چند تا لایک در گروه ها شق القمر کرده اند، خود را محور همه چیز می دانند و با خشک مغزی شان فکر می کنند که اگر موذن فلان مسجد بوده اند یا فلان انجمن را سرپرستی کرده اند مثلا می توانند نظر یک کلانشهر یک میلیون نفری را به نفع خودشان تغییر بدهند، این قیافه های طلبکار که قرار است نوکری مردم را بکنند در یک تضاد ساختاری زندگی می کنند، از سویی با غرور با مردم حرف میزنند و از سویی به هر کسی از آنها نقد کنند بیمناک هستند، مشکوک هستند و با صداقت به دیگران افترا می زنند، عزیزان اینها میخواهند بر کرسی تصمیم سازی شهر جلوس کنند و برای آبادی شهر جانفدای مردم شوند.
چهره های طلبکاری که میخواهند نوکر و خدمتگذار مردم باشند.
نویسنده : دکتر امیر محمدپور تسیه








ثبت دیدگاه